فساد و فراموشی

وبلاگ on بهمن ۲۳م, ۱۳۹۰ بدون نظر

نزدیک و نزدیک‌تر
انتخاب و انتخابگر
مرد و نامرد
حق و ناحق
و فراموشی.
اینجا ایلام است، پر از فساد اقتصادی، پر از فراموش‌کار.
پر از کلاش(کفاش)
پر از شهرام زاده‌ها، پر ز نفاق و دورویی.
و مردمی به غایت فراموش‌کار.

نیروی جاذبه، خسوف و کسوف

وبلاگ on دی ۲۰م, ۱۳۹۰ بدون نظر

چه چیزی سبب گردش ماه دور زمین شده؟ اگه یه لحظه ماه رو نگه‌داریم کجا سقوط می‌کنه؟ رو زمین؟

نیروی جاذبه زمین از کجا میاد؟

چرا قطر خورشید ۴۰۰ برابر ماه هست و فاصله‌اش از زمین هم ۱/۴۰۰ و در نتیجه اندازه دو تایی از رو زمین یکیه؟

می‌خواد چی‌ بگه با ما این ماه و خورشید؟

چرا ماه مثل زمین دور خودش نمی‌گرده؟ چرا زمین دور خودش می‌گرده؟ یعنی شب و روز برای چی وجود داره؟

هنوز برای این‌ها هم جوابی پیدا نکردم!

راستی ربط خسوف و کسوف کامل به این مطلب ما چیه؟

جهان هستی

وبلاگ on دی ۱۳م, ۱۳۹۰ ۶ نظر

واقعاْ عالم هستی چقدر بزرگه؟ آیا می‌شه یه جایی پیدا کرد که مثل این بازی‌های کامپیوتری دیگه نتونی جلوتر بری!؟

یعنی دقیقاْ مرز عالم کجاست؟

این ستاره‌ها چرا نمی‌افتن پایین؟ حالا اصلاْ پایین کجاست؟

دنیاهای دیگه موازی با دنیای ما وجود داره؟

این روزها

وبلاگ on دی ۱۲م, ۱۳۹۰ بدون نظر

هفته‌های تلخ من، بوی تنهایی می‌دن
نمی‌دونم چرا، یهویی اینجوری می‌شن

پرم از تنهایی، پرم از غصه و غم
بیخیال هستم اما، نمی‌فهمی چی می‌گم!

خونه زندونه برام، ناجی آزادی!
این‌ همه زندون رو، تو به قلبم دادی

پرنده شکاری

وبلاگ on آذر ۲۳م, ۱۳۹۰ ۴ نظر

توی قفس چه شاهین باشی، چه عقاب و چه گنجشک فرقی نداری. تازه آب و دونه پرنده کوچیک ارزون‌تر و کمتره.

پسرک چتر فروش

وبلاگ on آذر ۷م, ۱۳۹۰ ۳ نظر

پلان اول: ایستگاه امام خمینی، مسافرانی که مسیر خود را به سمت آزادی و یا شهید … تغییر می‌دهند در این ایستگاه پیاده شوند. ازدحام کمتر می‌شود! هفت تیر،‌ شهید مفتح، شهید بهشتی،… و سرانجام ایستگاه مصلی. بالاخره به مقصد نزدیک‌تر می‌شوی.
پلان دوم: هوای سردی بر تهران حاکم است. باد برف را در هوای گرگ و میش پخش می‌کند. ریزه‌های برف بالا و پایین می‌پرند.پسرک چتر فروش چترهای خود را داخل برف‌ها باز کرده. و نگاه خود را به عابران می‌اندازد.
پلان سوم: مردی نابینا به دنبال مسیری به سمت ایستگاه است. عابران را نگاه!!! می‌کند و با چشم بسته به پیش می‌رود. نمی‌داند راز این سردی‌ها در چیست!
پلان آخر: چترها بدون صاحب در هوای سرد تهران رها شده‌اند. انگار پسرکی دست ناتوانی را گرفته است. نگاهی به چترهای بی‌صاحب می‌اندازم و به راه خودم ادامه می‌دهم. سرمای هوا مثل سیلی به صورتم می‌خورد.

اولین گام‌ها

وبلاگ on آبان ۱۶م, ۱۳۹۰ بدون نظر

اولین گام‌ها…

صداها…

چهره‌ها…

مکان‌ها…

دوباره اینجا هستند.

بدهکار ایلام

وبلاگ on آبان ۳م, ۱۳۹۰ ۲ نظر

بالاخره تمام شد.
بهانه‌ها جور، اوضاع ناجور،
قطع ارتباط
و تفکر احمقانه‌ای که همیشه داشتم.
اگر بریدن اسمشه!
اگر خیانت
اگر جنایت و اگر دیوانگی.
برای همیشه به ایلام بدهکار شدم.

رسیدن

وبلاگ on مهر ۲۸م, ۱۳۹۰ یک نظر

زمزمه‌ی رسیدنه، پشت سکوت جاده‌ها.
چندتا قدم مونده فقط، به خاطر خدا بیا.

مرگ مرد اپل

وبلاگ on مهر ۱۴م, ۱۳۹۰ ۳ نظر

نمی‌دونم چرا مرگ استیو برام قابل هضم نیست. یه جورایی حس می‌کنم بخشی از وجودم مرده.

استیو مردی بود که با همه سختی‌ها جنگید و دنیا رو اون‌طوری که دوست داشت نگریست.